تبلیغات
شعرادبیات مقاله

شعرادبیات مقاله
شاعر نی ام وشعر ندانم که چه باشد من مرثیه خوان دل دیوانه ی خویشم
نویسندگان
نظر سنجی
نظرات شما با ارزش ترین هدیه است



لینک دوستان



[ شنبه 30 تیر 1397 ] [ 01:57 ب.ظ ] [ حمید علی مددی ]
کاش
نفسم باز
به تکرار افتد 
وبه یک  لحظه
بیاید
دستهایش ، لرزان
چانه اش را رمقی
نیست 
ولی
باصلابت گوید
تونترسی مادر.
تا ته حادثه ها می آیم.
توکه تنها ....
ومن آرام 
به یک لحظه ، نگاه از نگهش ...
خیره در نور..
وبنشینم ولبخندزنم
چه توانی دارد!
وچه اندازه قدیس است
همین آیه ی هم وزن
خدا...
#حمیدعلیمددی 
@daxeilenadiyar.jouin
کانال سروده های حمید    علیمددی


[ جمعه 12 مرداد 1397 ] [ 03:58 ب.ظ ] [ حمید علی مددی ]
حمید علیمددی:
به عادت هر جمعه 

جمعه واینهمه اصرار ، تورا میخواهد 
باغچه ،پنجره ، دیوار ، تورا میخواهد

شعر از بوی تو مدهوش ، کجایی دیگر
غزل ومثنوی هر بار ، تو را میخواهد
 
آسمان در غرش ابر ، چو بارد گوید 
اینهمه بارش وتکرار ، تورا میخواهد 

شهر خالی شده از عشق ،  ببین تاریکی
کوچه بی رهگذر ویار ، تورامیخواهد 

آب وآتش همه درگیر ، کجایی دیگر 
درد نا گفته ی بسیار ، تورا میخواهد 

باغبانها همه درگیر ، زبی آبی باغ 
ساقه هایی که شده دار ، تورا میخواهد 

نیم روزیست که دنیا ، به خط آخر زد
این شب خالی از اقرار ، تورا میخواهد 

رودودریا همه جا ، ازتو سخن میرانند
چشمه هایی همه سرشار ، تورا میخواهد 

تاول باغچه ها را به نگاهی دریاب 
گل پوشیده به صد خار ، تورا میخواهد 

مات از آمدنت کن ،  همه را در کوچه
خوش خرامیدن هشیار ، تورامیخواهد 

باز در آینه حیران ،رقیبان زیرا
جام جم در پس انکار ، تورامیخواهد 

شاد باشی (حمیدا) چوغزل میخواند
جمعه واین همه اصرار ، تورا  میخواهد 

#حمیدعلیمددی 

@daxeilenadiyar)   
داخه یل نادیار...داغهای پنهان


[ جمعه 5 مرداد 1397 ] [ 07:30 ب.ظ ] [ حمید علی مددی ]
از کتاب آوای ققنوس
به قلم حمیدعلیمددی

ای عاشق گفتارم ،گفنار، چه میدانی
درکوچه ی سر بازی، رفتار چه میدانی

من رهگذرم وعاشق ،درکوچه ی بی پروا
از شیخک صنعان وبیدار چه میدانی

من یوسف اوبودم، از بند رها گشتم
از جامه وهم طعنه، بازار چه میدانی

در گوشه ی این صحرا ،مستم به نفسهایش
از خلوت واز مستی، هشیارچه میدانی

من سنگ خورم از او،هم زخم زبان خلق
از شکوه واززخم ،بسیارچه میدانی

دیشب گله ای کردم ازدست دل زارم
گفتا که تواز عشقی نزّارچه میدانی

گفتم که تورادادم ،باخلق درافتادم
از رفتن بی وقت، دلدار چه میدانی

از هسفری کردن، با یک نفر جاهل
ای خون به دلم کرده،سربار ،چه  میدانی

گفتا تو خودت اویی،اودرتورهاگشته
ازجمع پریشان ورهوارچه میدانی

از زخم اگرگفتی اوزخم تورا دارد
از خفتن در یک جا ، دوارچه میدانی

اودرهمه جاباشد ،دررنج رخت پیدا
یک نقطه ازین چرخ ،پرگارچه میدانی

من لب به خدابستم تاآنکه (حمیدم) گفت
هان ای دل رنجیده ازدارچه میدانی

#حمیدعلیمددی 

@daxeilenadiyar
کانال سروده های حمید علیمددی
Smile
clean word remove format superscript Subscript Cut Copy Paste Horizontal Rule Ordered List Unordered List Outdent Indent Insert Link Remove Link
Undo Redo Bold Italic Underline strikethrough Align Right Center چینش چپ Justify Full Justify Full Justify Full
Text Color
Background Color
Add Image
Insert Table
Insert Aparat
InsertFromFileManager



[ شنبه 30 تیر 1397 ] [ 02:47 ب.ظ ] [ حمید علی مددی ]
ای ساقی زیبارو،دست ازهمه خمهاشو
تاآنکه خُمارم من، روبرتونیارم رو

من جام می ام دربر،ازصوم وصلادورم
تنهارُخت ای ساقی،من رابِکِشداینسو

درجامه ی چرکینم،صدشیخ نهان دارم
درموی پریشانم،صدعارف کج ابرو

نَعلین مراساقی،امشب توگِروبردار
وان باده بیاورجان،تانعره زنم یاهو

من مرشدواستادم،هرچندکه مستم کرد
آن لعل بَدَخشانت،یاآن قدح خوشبو

گرکُنج خراباتم،یاگوشه ی میخانه
ازصَوف دلم خیزد،صدطوطیک خوشگو

درچهره نهان کردم،این عشق خدایی را
شایدهمگی دیدند،پَر وانکنی پُررو

مستم وچنان مستی،کزباده ی این ساقی
سرپیش نهادم تا ،اندازدم ازبازو

پروانه کجاچون من،محوخُم مَی  گردد
این گفت (حمید) ایجان،نَعشم به همین مَی  شو

#حمیدعلیمددی 

@daxeilenadiyar.jouin
کانال سروده های حمید    علیمددی


[ شنبه 30 تیر 1397 ] [ 02:33 ب.ظ ] [ حمید علی مددی ]
(آشفتگی موی مرا شانه نکردی)
یادی زمن عاشق دیوانه نکردی


هی ردشدی وکوچه ندیدی چه بگویم
هی شعله زدی رحم به پروانه نکردی

این بار که بر دوش منش تیزنشاندی
فکری به چنین بار واین شانه نکردی

هی نازکشیدم وکشیدم وکشیدم
یکدم نگهی برمن دُردانه نکردی


من تلخترین قصه ی انسانم وعاشق
هی زخم زدی لطف حکیمانه نکردی

مژگان تو  انبوه ترین فوج مناجات
یادی توازین مسجد ویرانه نکردی


هرچند(حمید)ازهمه ی خویش بریدست
یکبارنگاهی توبرین خانه نکردی

آبادترین نقطه ی آرامش روحی
یک لحظه نگاهیم چوویرانه نکردی
#حمیدعلیمددی 
بداهه
به استقبال غزل قشنگ 
خواهرم
مژگان برنده
@daxeilenadiyar.jouin
کانال سروده های حمید    علیمددی


برچسب ها: مژگان برنده، مو، شانه، پروانه،
[ شنبه 30 تیر 1397 ] [ 02:25 ب.ظ ] [ حمید علی مددی ]
(تنگ است دلم قوت فریاد کجایی) لاهیجی
زخمی که نشاندی شب خرداد کجایی

آغوش من از لحظه ی دیدار تو بازست
درسوگ من ای منتظردادکجایی

غمگین که نشستم همه دیدند غمم را
همچون من سودازده ،دلشاد ،کجایی

دربودن من هیچ نپرسی که کجارفت؟
فریادرسم درشب بیداد کجایی

مدهوش توگشتم که چنین زخم نه مردیست
آواره شدم ای همه آباد کجایی

شیرین صفتم درشب معراج دل خویش 
آغوش گشا ای همه فرهاد کجایی 

درتیر نشاندی همه ی جان (حمیدم )
بازآی توای لذّت مردادکجایی

#حمیدعلیمددی
بداهه
تقدیمتان

@daxeilenadiyar.jouin
کانال سروده های حمید    علیمددی


[ شنبه 30 تیر 1397 ] [ 02:12 ب.ظ ] [ حمید علی مددی ]
هفت اقلیم جهان طرّه ی گیسوی توبود
وچنین شد که جهان یکسره اش طوفانیست

آفرینش چه کند با دل مسکین عشاق
زلزله یک ذرّه از حال خوش عرفانیست

خم ابروی توشمشر قیا مست زند زخم
زخمهای تو به اقلیم دلم پنهانیست ؟

توبه کردم که درین رود نگویم غم دل
با(حمید)ازچه نگویم زغمم  عریانیست

بی هوادست درآغوش غزل کرده دلم
عاشقی بادل خونین غزل بارانیست

سرقدم کرده دلم تاکه بگوید این درد
دردهای دل من همچو رُخت پیدانیست

#حمیدعلیمددی 

بداهه ای قاصر تقدیم اساتید عزیزم عباس خوش عمل،نرگس درکی،ستاره بانو،مهدی عزیزومهناز بانو
به امیدپذیرش
@daxeilenadiyar.jouin
کانال سروده های حمید علیمددی


[ شنبه 30 تیر 1397 ] [ 02:09 ب.ظ ] [ حمید علی مددی ]
غزلی زیبا از کتاب آواز ققنوس تقدیم نگاه پاک عزیزان ودوستانم 

 
درشهرکسی امشب ، این گوشه نظردارد ؟
یا آنکه درین کوچه ، یک روزنه در دارد؟

از پای چوننشستی ، از باده کمک گیرم
درجمع همه زاهد ، کی باده ی تر دارد؟

در خانه ی هر عالم ، پیک سحری برپاست
زین غلغله در شبها ، یاران که خبردارد؟

در صومعه اررقصم ، مست ازمی اوباشم
بی مستی وهشیاری ، کی خطبه ثمردارد

دست از دل ودین شستم ، تا آنکه رّخش دیدم 
صد چون من دلخسته ، اوبسته کمردارد

گربرسر پیمانی ، پیمانه ی من پرکن
کین لیله ی قدر من ، بی جام ضرردارد

بس یوسف کنعانی ، در این چَه او دیدم
شاید که زلیخاها ، یا لیلِ دگردارد

باچشم دلم دیدم ، بایک سرببُریده
در معرکه میرقصد ، کی خوف وحذر دارد

شرم از می ومیخانه ، دارم چو(حمید)امشب 
زیرا که دل پاکش ، ازعشق خبردارد

#حمیدعلیمددی 

@daxeilenadiyar.jouin
کانال سروده های حمید    علیمددی


[ شنبه 30 تیر 1397 ] [ 02:06 ب.ظ ] [ حمید علی مددی ]



[ شنبه 30 تیر 1397 ] [ 02:04 ب.ظ ] [ حمید علی مددی ]

در نگارستان جانم یک غزل برپاشده

سربرآورد ازدرونم ، همچو گل احیا شده

ازلب نوشین دلبر ، تا حکایت میکند

شور شهرآشوب دیگر، درغزل ا نشا شده

بادل ودیده که دیدش، ذکر یارش میکند

این دل ودیده به راهش ، همچنان  لولا شده

قافیه در هرغزل ، همراه تلمیح وجناس

چون سرایدازنگاهش ، پس غزل زیبا شده

ناگهان از قعر جانم ، میخروشد این غزل

هرکسی بیند مرا ، گویدکه اوشیداشده

آنچنان درخویشتن پیچیده ام من روزوشب

دودآهم برفلک ، خنیاگر غوغا شده

گوشه ی دنجی که یابم ، باغزل همره شوم

خلق نابخرد بگوید ، بازاوتنها شده

مادران خود زنده هستند درنهاد هرپسر

بالاخص هرشاعری کز، مام خود احیا شده

شاعرمحبوب شعرم ، همچنان یاد(حمید)

یادروی مادرم ، دراین غزل  پیدا شده

 




[ چهارشنبه 2 تیر 1395 ] [ 12:31 ق.ظ ] [ حمید علی مددی ]


همسفر ...

پای این عهد نشستیم ، خدا میداند

روی بر تیغ نبستیم ، خدا میداند

این عجب نیست که ما ، خاک نشینت باشیم

بند دل را نگسستیم ، خدا میداند

مستی چشم تو از ، روز ازل باعث شد

سیب از شاخه شکستیم ، خدا میداند

پشت این پنجره ها ، عمر من ارزان پر زد

از بد حادثه جستیم ، خدا میداند

من کی از دایره ی عشق جدا گردیدم ؟

بنده ی روز الستیم ، خدا میداند

چرخ تا بود ، بسی رنج به رویم پاشید

رهرو قافله هستیم ، خدا میداند

گریه هایم ، که به دنبال نگاهت بارید

ای "حمیدا" نشکستیم خدا می داند ...




[ جمعه 17 اردیبهشت 1395 ] [ 11:13 ق.ظ ] [ حمید علی مددی ]
 کودکی هایمان       چه زیبا یود وهست 
وخاطره هایی که همیشه با ماست 
کودکی نه  زیرا عشق ها در زمانی شکل میگیرد که سالهای انتظاری را خوب وعالی با سلول های جان حفاظت میکند اینست که ما بعد از ان ایام خاطرات شیرین کمتر داریم   
تقدیم به کودکی همه ی دوستانی که مهمان این فضای حقیرانه ی منند



دوستان عزیز با تاملی در کانال تلگرامم مهمان چشم هایم شوید 

https://telegram.me/daxeilenadiyar


تو کیستی

توکیستی؟ توکیستی ؟د رخواب من بنشسته ای        

تاچشم می بندم به شب ،  تو دیده ام را جسته ای

خاموش تا تو میشوی، این چشم برهم میزنم        

 لیکن چو طوفان می غری ، صدموج راپیوسته ای

تا خواب از من می بری ، بیتاب میگردد دلم          

یک دم عنان برکش زمن ، تا دستهایم بسته ای

تا چشم بر هم می زنم ، در می زنی پیدا شوی       

 در نی نوای این دلم ، صدبند را بشکسته ای

من یافتم تو کیستی ، تو کودکی های منی           

 شب گرد کوچه های من، تا کی به من سر می زنی

تو موقعی پیدا شوی ، کز نای من خیزد نوا          

 ای نی نوایم لحظه ای ، گز خاطرم بگسسته ای

تا شب نشینی در برم ، از نوجوانه می زنم           

در شوره زارم جان بگیر، هر چند جانا خسته ای

خاکسترم بر باد شد ، از جور این گردون شر        

 موسی صفت بازم بخوان ، عظم رمیمم دسته ای

ای کاش دل برنا نبود ، در خاک دائم می غنود      

 دیگر (حمیدا)کم بگو ، در خواب من بنشسته ای 


عظم رمیم :استخوان هایی که از مرده به جا میماند




[ شنبه 17 بهمن 1394 ] [ 08:20 ب.ظ ] [ حمید علی مددی ]

 

خدایا عاشقم عاشق ترم کن

ازاین چیزی که هستم بهترم کن

همه گویند  عاشق خوار باشد

میان این همه عاشق سرم کن

 

 

شب است وگریه هایم دیدنی شد

شراب اشک من هم چیدنی شد

بیا امشب که میمیرم ببوسم

لبان محتضر بوسیدنی شد



 

سلام ای گل که پنهانی همیشه

اسیر خاک گلدانی همیشه

اگر از خاک گلدان دورگردی

رفیق این گلستانی همیشه

 

 

خدایا یار من دلشاد باشد

زقید وبند غم آزاد باشد

اگر یک لحظه ای غمگین نشیند

به یاد مردن فرهاد باشد




برچسب ها: دوبیتی، محتضر، لب، انتخاب، عاشق،
[ دوشنبه 5 بهمن 1394 ] [ 07:30 ب.ظ ] [ حمید علی مددی ]


  •      با تشکر از سایت مادنا ودیکر سایت های ارزشمند که ترویج ورشد فرهنگی
  •       را مد نظر قرار داده وباتشکر از پسر گلم معین شاویسی که با توانی مضاعف 
  •       درتایپ وویراستاری وطراحی سنگ تمام گذاشت وممنون از خاطر خطیر 
  •       دوستان عزیز وکسانی که با ارائه ی نظرات سازنده مشوق من بودند

  • اریخ انتشار خبر : سه شنبه ۱ دی, ۱۳۹۴ | کد خبر : 8354 | نویسنده : مادنا
  •   

    اثرشاعر پیشکسوت اسلام آبادی؛

    مجموعه ای از عزلیات کردی حمیدرضا علیمددی شاعر پیشکسوت اسلام آبادغرب به دست چاپ سپرده شد.

    حمیدرضا علیمددی شاعر پیشکسوت اسلام آبادغرب دومین مجموعه اش 

    را با نام برازنده ( داخه‌یل نادیار) به دست انتشارات کرماشان سپرد.

    (داخه‌یل نادیار) دفتریست از غزلهای این شاعر توانا با ویراستاری و طراحی جلد 

    و دیزاین صفحه آقای معین شاهویسی شاعر نام آشنای کرد…

    لازم به یادآوریاست،حمیدرضا علیمددی از شعرای بزرگ و از ورزشکاران پیشکسوت 

    اسلام آبادغرب و نویسنده دیوان نفیس گنج نهان میباشد، 

    برای این شاعر عزیز و تلاشگران عرصه بقای زبان مادری، 

    آرزوی موفقیت و سربلندی هرچه تمام تر را خواهانیم. منبع سایت مادنا

    برچسب ها : 
    غزلیات کردی






















    برچسب ها: کتاب داخه یل نادیار، مادنا، حمیدرضا علیمددی،
    [ سه شنبه 1 دی 1394 ] [ 07:53 ب.ظ ] [ حمید علی مددی ]
    .: Weblog Themes By Iran Skin :.

    تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6

    درباره وبلاگ

    از اینکه با آمدنتان به این وبلاگ وسر زدن به کلبه ی حقیرم، شریک در احساسات تلخ وشیرینم شده اید. بسیار سپاسگذارم .وقدم بر دیده گانم گذاشته ، هر چند دنیای مجازیست ،وتنها پذیرایی من دل نوشته هایم میباشد ،وخارج از این دنیای مجازی نیست تا همانگونه ،که در خور شماست پذیرایی کنم .لذا برمن ببخشایید...
    ودوست دارم شما رد پایتان را ، بر این معروضه ها ودیدگان من، با ارسال رهنمود ها ونظرات خود به یادگار بگذارید ممنون ودعا گو...
    موضوعات
    آمار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :
    weblogbartar.ir
    weblogbartar.ir
    جاوا وبلاگ

    قالب وبلاگ



    دریافت كد ساعت
    خطاطی نستعلیق آنلاین